عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥ - احكام غصب
ترجمه:
كتاب غصب
غصب عبارت است از آنكه شخص مستقلا از روى تعدّى و عدوان بر مال غير يد گذارده و آن را متصرّف شود.
احكام غصب
الف: اگر كسى مالك خانهاى را از سكناى در آن منع كند يا صاحب دابّهاى را از نگاه داشتن آن باز دارد مانع در اين دو مورد غاصب محسوب نمىشود. [١]
ب: اگر ظالم به زور و غلبه با مالك خانه در خانهاش سكنا گزيد قطعا نسبت به نصف خانه غاصب به حساب مىآيد.
ج: اگر فرض مسئله عكس شد يعنى ساكن ضعيف باشد اجرت سكونت را ضامن است و نسبت به عين بعضى قائل به عدم ضمانش شدهاند. [٢]
د: كشيدن مهار دابه غصب آن محسوب مىشود مگر آنكه صاحبش در حالى كه قوّى و بيدار بوده بر آن نشسته باشد.
ه: غصب نمودن زن باردار موجب آن است كه غاصب را نسبت به حملش نيز غاصب به حساب آورد.
و: اگر فرزند از مادر تبعيّت كند در ضمان فرزند دو قول است. [٣]
[١] زيرا فرض آن است كه بر خانه يا دابه يد و تصرف نداشته بلكه صرفا مالك را از ملك خودش منع نموده.
[٢] مقصود از « ساكن » كسى است كه بدون مقاومت مالك در ملكش داخل شده و در آن سكونت نموده و مالك با داشتن قدرت بر جلوگيرى از او متعرضش نشود.
[٣] مقصود اين است كه وقتى غاصب مادر را به تنهائى غصب كرد فرزند نيز خود بدنبال مادر بيايد بدون اينكه غاصب بر آن يد بگذارد.